دوشنبه,27 اسفند , 1386 ساعت انتشار - 01:26 بعد از ظهر
بدر السادات مفیدی
همانطور كه مردم شاهد بودند طی یك رفتار مهندسی شده در جریان بررسی صلاحیتها در ابتدا جمعیت كثیری از اصلاحطلبان ردصلاحیت شدند كه این امر موجب گردید جمعی از این میان از خیر كاندیدا شدن بگذرند و عطای نمایندگی مجلس را به لقایش بسپارند. برخی كسان اما نیز برحسب محاسبات و استراتژی تعیین شده توسط ائتلاف اصلاحطلبان اقدام به شكایت كردند كه از میان آنان به صورت قطرهچكانی و در یك پروسه زمانبر تنی چند از كاندیداهای وابسته به طیف اصلاحات تایید شدند
وزیر كشور روز گذشته با اعلام پیروزی 71درصدی اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم قبل از پایان كار شمارش كامل آرا از مرز بیطرفی خارج شده و به نفع یك جناح گزارش داد. این در حالی است كه این انتخابات در مقایسه با سایر انتخابات در 30 سال گذشته از فضای رقابتی كمرنگی برخوردار بود. تعیین دوسوم كرسیهای مجلس برای اصولگرایان در پیش از برگزاری انتخابات در پی ردصلاحیت گسترده كاندیداهای اصلاحطلبان میتوانست عمدهترین عامل برای عدم حضور آنان در این انتخابات باشد. حال آنكه این اتفاق رخ نداد. دلیل آن هم چیزی جز قوت این تحلیل نبود كه نیامدن یعنی كمك به سناریوی تكمیل سرمستی اصولگرایان بدون قبول هیچ زحمتی! آنان با خواندن این بازی كه ارادهای از بالا قصد حذف كامل اصلاحطلبان از عرصه فعالیت سیاسی درجامعه را دارد، ترجیح دادند به توصیه آقای خاتمی عمل كرده و با معرفی كاندیدا در حوزههایی كه اندك مجال رقابتی بود، بازیشان را برهم زنند.
همانطور كه مردم شاهد بودند طی یك رفتار مهندسی شده در جریان بررسی صلاحیتها در ابتدا جمعیت كثیری از اصلاحطلبان ردصلاحیت شدند كه این امر موجب گردید جمعی از این میان از خیر كاندیدا شدن بگذرند و عطای نمایندگی مجلس را به لقایش بسپارند. برخی كسان اما نیز برحسب محاسبات و استراتژی تعیین شده توسط ائتلاف اصلاحطلبان اقدام به شكایت كردند كه از میان آنان به صورت قطرهچكانی و در یك پروسه زمانبر تنی چند از كاندیداهای وابسته به طیف اصلاحات تایید شدند.
ظاهرا جریان حاكم از این طریق سه هدف را به طور مشخص دنبال میكرد: 1) حذف چهرههای شاخص و كلیدی جریان اصلاحات 2) راه انداختن یك جنگ روانی به منظور تخلیه انرژی اصلاحطلبان و گرفتن فرصت برنامهریزی و سازماندهی آنها در زمان تبلیغات 3) ایجاد فضای یأس و ناامیدی در سطح جامعه به منظور بیاثر نشان دادن رای مردم تا از این طریق مشاركت مردم را به عنوان مهمترین پارامتر پیروزی اصلاحطلبان كاهش دهند.
به رغم این اما اصلاحطلبان به سهم در نظر گرفته برایشان رضایت داده و به امید آنكه دیگر این پایان ماجراست، در انتخابات شركت كردند تا بلكه در صورت پیروزی صاحب یك سوم كرسیهای مجلس شوند.
لیكن به نظر میرسد نحوه مواجهه مجریان و ناظران انتخابات با مسئله اعلام نتایج رایگیری ظرف دو روز گذشته این امید را به صورت جدی در معرض تردید قرار داده و شبهه به خطر افتادن سلامت انتخابات را پررنگ كرده است. بر این اساس این تحلیل قابل تامل است كه ظاهرا جریان حاكم به سهمیه دو سومی خود قناعت نكرده و با اندیشه تمامیتخواهی كسب بخش دیگری از سهمیه یك سومی اصلاحطلبان را به هر روش ممكن طالب است. انتشار اخبار غیررسمی و برخی شنیدهها مبنی بر ایجاد تغییر در تركیب نامزدهای اصلاحطلب در تهران كه حائز اكثریت آرا شدهاند و نیز عدم انتشار نتایج مرحله به مرحله آرای تهران در حالی كه در دورههای قبلی انتخابات، مردم لحظه به لحظه در جریان شمارش آرای تهران قرار داشتند، هماكنون نوعی نگرانی را ایجاد كرده است كه عدم توجه به آن ممكن است شیرینی مشاركت مردم را در این انتخابات تلخ نماید. خاصه آنكه از همان ابتدا بهرغم بروز رفتارهایی برای كاهش مشاركت مردم به منظور عدم پیروزی اصلاحطلبان در همان سهمیه محدود در نظر گرفته شده، همزمان نیز بهرهبرداری تبلیغاتی از میزان مشاركت مردم در پس از انتخابات هدف گرفته شده بود. چنانكه تاكید وزیر كشور بر مشاركت 60 درصدی مردم در انتخابات روز جمعه بر مبنای محاسبه جمعیت 43 میلیون و 700 هزار نفری واجدین شرایط رای در حالی كه نتایج آخرین سرشماری نفوس و مسكن سال 1385 واجدین شرایط رای بر حسب سن رایدهندگان 18 سال، 49 میلیون و چهارصد و شصت هزار نفر اعلام شده است، اهمیت میزان مشاركت مردم برای برگزاركنندگان انتخابات را نشان میدهد.
در هر صورت از آنجا كه اصلاحطلبان در انتخابات شركت كردند تا بازی اصولگراها را برهم زنند به نظر میرسد رقیب نیز قصد دارد با استفاده از ابزارهای در اختیار به ویژه ایجاد نوعی فضاسازی علیه اصلاحطلبان قاعده بازی در نتایج همین رقابت كمرنگ را برهم زند. با این اوصاف اصلاحطلبان كه برای به پای صندوق آوردن هوادارانشان متحمل زحمت ارائه براهین قوی و مستدلی جهت تشویق آنان شدند، این بار تنها یك راه بیشتر پیشروی ندارند و آن هم صیانت از آرای مردم! اصلاحطلبان باید بدانند هر نوع كوتاهی و سستی از انجام این وظیفه موقعیت آنان را در عرصه فعالیت سیاسی و به ویژه انتخابات آتی ریاست جمهوری تحتالشعاع قرار خواهد داد و فرایند حضور آینده آنان را كم رنگ تر خواهد كرد
همانطور كه مردم شاهد بودند طی یك رفتار مهندسی شده در جریان بررسی صلاحیتها در ابتدا جمعیت كثیری از اصلاحطلبان ردصلاحیت شدند كه این امر موجب گردید جمعی از این میان از خیر كاندیدا شدن بگذرند و عطای نمایندگی مجلس را به لقایش بسپارند. برخی كسان اما نیز برحسب محاسبات و استراتژی تعیین شده توسط ائتلاف اصلاحطلبان اقدام به شكایت كردند كه از میان آنان به صورت قطرهچكانی و در یك پروسه زمانبر تنی چند از كاندیداهای وابسته به طیف اصلاحات تایید شدند.
ظاهرا جریان حاكم از این طریق سه هدف را به طور مشخص دنبال میكرد: 1) حذف چهرههای شاخص و كلیدی جریان اصلاحات 2) راه انداختن یك جنگ روانی به منظور تخلیه انرژی اصلاحطلبان و گرفتن فرصت برنامهریزی و سازماندهی آنها در زمان تبلیغات 3) ایجاد فضای یأس و ناامیدی در سطح جامعه به منظور بیاثر نشان دادن رای مردم تا از این طریق مشاركت مردم را به عنوان مهمترین پارامتر پیروزی اصلاحطلبان كاهش دهند.
به رغم این اما اصلاحطلبان به سهم در نظر گرفته برایشان رضایت داده و به امید آنكه دیگر این پایان ماجراست، در انتخابات شركت كردند تا بلكه در صورت پیروزی صاحب یك سوم كرسیهای مجلس شوند.
لیكن به نظر میرسد نحوه مواجهه مجریان و ناظران انتخابات با مسئله اعلام نتایج رایگیری ظرف دو روز گذشته این امید را به صورت جدی در معرض تردید قرار داده و شبهه به خطر افتادن سلامت انتخابات را پررنگ كرده است. بر این اساس این تحلیل قابل تامل است كه ظاهرا جریان حاكم به سهمیه دو سومی خود قناعت نكرده و با اندیشه تمامیتخواهی كسب بخش دیگری از سهمیه یك سومی اصلاحطلبان را به هر روش ممكن طالب است. انتشار اخبار غیررسمی و برخی شنیدهها مبنی بر ایجاد تغییر در تركیب نامزدهای اصلاحطلب در تهران كه حائز اكثریت آرا شدهاند و نیز عدم انتشار نتایج مرحله به مرحله آرای تهران در حالی كه در دورههای قبلی انتخابات، مردم لحظه به لحظه در جریان شمارش آرای تهران قرار داشتند، هماكنون نوعی نگرانی را ایجاد كرده است كه عدم توجه به آن ممكن است شیرینی مشاركت مردم را در این انتخابات تلخ نماید. خاصه آنكه از همان ابتدا بهرغم بروز رفتارهایی برای كاهش مشاركت مردم به منظور عدم پیروزی اصلاحطلبان در همان سهمیه محدود در نظر گرفته شده، همزمان نیز بهرهبرداری تبلیغاتی از میزان مشاركت مردم در پس از انتخابات هدف گرفته شده بود. چنانكه تاكید وزیر كشور بر مشاركت 60 درصدی مردم در انتخابات روز جمعه بر مبنای محاسبه جمعیت 43 میلیون و 700 هزار نفری واجدین شرایط رای در حالی كه نتایج آخرین سرشماری نفوس و مسكن سال 1385 واجدین شرایط رای بر حسب سن رایدهندگان 18 سال، 49 میلیون و چهارصد و شصت هزار نفر اعلام شده است، اهمیت میزان مشاركت مردم برای برگزاركنندگان انتخابات را نشان میدهد.
در هر صورت از آنجا كه اصلاحطلبان در انتخابات شركت كردند تا بازی اصولگراها را برهم زنند به نظر میرسد رقیب نیز قصد دارد با استفاده از ابزارهای در اختیار به ویژه ایجاد نوعی فضاسازی علیه اصلاحطلبان قاعده بازی در نتایج همین رقابت كمرنگ را برهم زند. با این اوصاف اصلاحطلبان كه برای به پای صندوق آوردن هوادارانشان متحمل زحمت ارائه براهین قوی و مستدلی جهت تشویق آنان شدند، این بار تنها یك راه بیشتر پیشروی ندارند و آن هم صیانت از آرای مردم! اصلاحطلبان باید بدانند هر نوع كوتاهی و سستی از انجام این وظیفه موقعیت آنان را در عرصه فعالیت سیاسی و به ویژه انتخابات آتی ریاست جمهوری تحتالشعاع قرار خواهد داد و فرایند حضور آینده آنان را كم رنگ تر خواهد كرد










